سه‌شنبه, می 5, 2026
مقالات

خدا شرم ما را از بین می برد.

با یاد و نام خداوند در ابتدا این موضوع را با کلام خداوند شروع می کنیم.

کتاب پیدایش ۲:۲۵می فرماید:
آدم و زنش هر دو عریان بودند و شرم نداشتند.
ما ایرانی ها از کشور و فرهنگی می آییم که شرم و خجالت در آن پررنگ می باشد و در همه ی مسائل قاطی شده است.
نه تنها گاهی اوقات شرم مطرود شده و بد نیست بلکه در بیشتر مواقع شرم قبول شده است و از طرف جامعه و خانواده و از فرهنگ به ما تلقین میشود که شرم داشتن چیز بسیار خوبی است.

کلمه هایی که در جامعه و در بین مردم از آن استفاده می کنیم مانند: من کوچیک شما هستم، من در خدمت شما هستم، خاک زیر پای شما هستم، یعنی اینکه ما برای خودمان ارزش قائل نیستیم، یعنی ما خودمان نیستیم، یا ارزش وجود داشتن نداریم.
به دختران خود نیز فرهنگ نادرستی را تحمیل می کنیم به طور مثال: دختری که بلند می خندد بی حیا می باشد
یعنی اگر دختری آن احساس شرم را داشته باشد در زمانی که صورتش سرخ میشود و آرام فقط لبخند می زند از نظر فرهنگ ما دختری با حیا می باشد و این نمونه ی دختری با حیا می باشد.

منظور از گفته های چند سطر بالا این است که ما به دختران و پسران خود یاد می دهیم که تو خجالت زده باش و تو ارزش نداری و این موضوع اولین کاری که انجام میدهد شادی زندگی کردن را از ما می گیرد، اجازه شکوفا شدن و بهره بردن از زندگی را از ما می گیرد، و جامعه باعث میشود که ما به سمت خجالت زدگی سوق داده شویم.
آیا خداوند نیز می خواهد ما خجالت زده باشیم و با شرم زندگی کنیم؟

جواب این سوال را با نگاه به آیه ای که در ابتدای موضوع بیان کردیم به درستی می توانیم بگیریم، کار خداوند و پیام خداوند آزادی می باشد کلام خداوند دقیقا برعکس فرهنگی است که در جامعه ی ما رواج دارد، پیام خداوند برداشتن شرم و خجالت زدگی می باشد.
شرم به ما می گوید تو ارزش نداری تو قبول نیستی تو مطرود هستی تو بی هویت هستی، برای همین است که ما همیشه دنبال هویت هستیم، با خرید ماشین های آنچنانی لباس های آنچنانی که فقط می خواهیم خودمان را به اثبات برسانیم و نشان بدهیم که ما هستیم و وجود داریم.

ولی ما اهمیت داریم چون خداوند این اهمیت را به ما داده است. گاهی ما را میخواهند برانگیخته کنند و دیدگاه ما را نسبت به شرم تغییر دهند که این در فرهنگ ما نیز وجود دارد،با انگیزه دادن به ما می خواهند کار خوب انجام دهیم و ما را شرمنده کنند. ما نباید خجل باشیم ما اهمیت داریم و برای خداوند ارزشمند هستیم.

اگر ما بی ارزش بودیم چرا عیسی مسیح برای ما به روی صلیب رفت و چرا خون پاک خود را برای ما ریخت؟
پس ما ارزشمند هستیم و هیچوقت نباید شرمنده و خجل باشیم.

شرم به ما می گوید همه تو را عریان می بینند و این گناه توست که در جلوی تو راه میرود، ولی مسیح به ما گفت خونم ریخته شد تا خداوند تو را به شکل من یعنی مسیح کوچک ببیند.

یادمان باشد شرم و گناه خیلی به هم نزدیک است.
گناه چیزی است که در پیشگاه خداوند و یا عالم و در پیشگاه قاضی به ما تفهیم میشود، ولی شرم چیزی است که جامعه به ما میدهد طرد شدگی قابل قبول نبودن هویت نداشتن.

انسان قبل از گناه عریان بود و شرمی نداشت، خداوند شرم را از روی ما برداشت، شرم را در داستان ابراهیم و ساره نیز میتوانیم ببینیم. ساره بخاطر رحم خشکی که داشت شرمنده بود و به روش خودش رفت بچه دار شود
ولی نشد، ولی خداوند در آن سن به روش خودش به ساره بچه داد و شرم را از روی ساره برداشت. در تمام کتاب مقدس ما شاهد این هستیم که خداوند شرم را برداشته است.

خداوند قوم بنی اسرائیل قوم کوچکی که زیر ظلم بودند و هزاران ظلم به آنها شده بود را انتخاب کرد و برگزید و گفت شما برگزیده ی من هستید، نماینده ی قوم اسرائیل کاهن ها بودند و او کاهن ها را انتخاب کرد، وقتی کتاب مقدس را مطالعه می کنیم متوجه می شویم که خداوند چقدر قوم بنی اسرائیل را حرمت داده است و چقدر اهمیت و هویت داد، تا حدی که لباس نماینده ی آنها را تعیین کرد، و اینها تماما نشان دهنده ی اهمیتی است که برای قوم اسرائیل در نظر گرفته بود و گفت تو که اینهمه شرمنده ای و بی هویت و بی اهمیتی من تو را نجات میدهم و شرم بردگی را از روی تو برمیدارم و شرم گناه را از تو برمیدارم.

رساله اول پطرس آیه ۹و آیه ۱۰ می فرماید:

اما شما ملتی برگزیده و کاهنانی هستید که پادشاهند، شما امتی مقدس و قومی متعلق به خدایید، تا فضایل او را اعلام کنید که شما را از تاریکی به نور حیرت انگیز خود فراخوانده است.
پیش از این قومی نبودید، اما اکنون قوم خدایید، زمانی از رحمت محروم بودید، اما اکنون رحمت یافته اید.

فیض برای همه می باشد. گاهی ما فیض را شرطی می کنیم و به سمت اخلاق گرایی سوق می دهیم به این معنی که تو اگر انسان خوبی باشی لایق این فیض هستی، و این شرم را در نوایمانان و خودمان و کلیسا ایجاد می کنیم.
این موضوع را همیشه در نظر داشته باشیم که شرم یک حالتی است که هر چقدر به طرف أن نرویم و با آن روبرو نشویم او بیشتر به سمت ما میآید، ولی وقتی با او روبرو شوی خاموش میشود و از بین می رود.

پیام انجیل آزادی از بند شرم و آزادی از اسارت شرم می باشد، از شرم آزاد بشیم تا در خدمت آزاد شویم تا در زندگی و خانواده و کلیسا آزاد شویم و شکوفا شویم. وقتی کتاب مقدس را میخوانیم می بینیم که حتی خداوند نیز شرم را تجربه کرد. وقتی داشت میرفت به او اهانت شد، عیسی از جامعه طرد شد، عیسی تحقیر شد روی صلیب رفت. پسر پاک خداوند روی صلیب رفت و خون پاکش را داد. در آن زمان به صلیب کشیده شدن قسمتی از مجازات برد برای شرمنده شدن و این مورد برای قشر خاصی انجام میشد، حتی کسانی که همراه عیسی به صلیب کشیده شده بودند دزد بودند، عیسی شرم را در روی صلیب تجربه کرد، وقتی قبول نشد از طرف یهودی ها شرم را تجربه کرد، وقتی طرد شد از طرف همه شرم را تجربه کرد.
عیسی خداوند نجار بود و فقیر بود، از نظر موقعیت مالی در سطح پایین بود و او کاملا ما را درک میکند، ما بخاطر خانواده و موقعیت زندگی و گاهی بخاطر جنسیت و یا موقعیت اجتماعی و حتی کشوری که به دنیا
آمده ایم و یا بخاطر تعلق داشتن به قومیت های خاص مذهبیمان و یا بخاطر هر موضوع دیگری شرمنده هستیم ولی نباید شرمنده نباشیم، چون پیام انجیل برای ما پیام آزادی میباشد و برای آزادی ما از اسارت آمده است.

عیسی انقلاب کرد و دنیا شرم داد به کلیسا و مردم ولی عیسی انقلاب کرد و شرم را برداشت از همه، آیه هایی که در مورد شرم در کتاب مقدس می باشد بیشتر از آیه هایی است که در مورد گناه است. خیلی زیبا خداوند در کلام خودش در مورد شرم صحبت کرده است.
عریان بودیم گناه آمد و شرم را به ما داد، ما با شرم زندگی می کنیم، توی فرهنگ ما شرم به ما تحمیل می شود حتی به غلط در تعالیم کلیساها به ما تحمیل می شود. ولی سوال اینجاست که با شرم خود و با شرم بقیه به چه صورت باید رفتار کنیم؟

باید ببینیم که خداوند با آن به چه صورت رفتار کرده و او باید الگوی رفتار ما باشد، خداوند فروتنانه، تحقیر نکرد، تمسخر نکرد، از ما خشمگین شد ولی با خشم با ما رفتار نکرد، با عشق رفتار کرد.
خداوند فروتنانه به دنبال ما آمد، وقتی آدم و حوا گناه را انجام دادند و صدای خداوند را شنیدند خودشان را در باغ پنهان کردند. ببینید این شرم چقدر قدرت دارد که ما را از حضور خداوند دور کرد. ما نتوانستیم در حضور خداوند باشیم، نتوانستیم با او شاد باشیم و پنهان شدیم.
خداوند خودش دنبال ما آمد و ما را صدا کرد، خودش چاره ای برای این شرم پیدا کرد و فروتنانه دنبال ما آمد و گفت شرمنده نباش من راهی دیگر برایتان دارم.
ارزش خودمان را بدانیم و نگاه خودمان به جلال خداوند باشد به عیسی که لباس غلام پوشید و شرم را برداشت. فقط نگاهمان به او باشد.
در کتاب مقدس عهد جدید ۱۵۰ بار آمده که در من باش، در من باش، در عیسی باشیم و مارک عیسی را به خودمان بچسبانیم. ما نیاز به برند لباس خاصی نداریم چون ما مسیحی هستیم یعنی مسیح کوچک، پس در او بمانیم و شرم را از خودمان برداریم، ما قوم خداوند و فرزند خداوند هستیم و شرمی از این موضوع نداریم چون خداوند شرم را برداشت و ما را از اسارت شرم آزاد کرد، ما اهمیت داریم، ارزش داریم، اگر به ما می گویند شما بی هویت هستید ما به هیچ عنوان بی هویت نیستیم ما برای خداوند ارزش داریم چرا که خون پاک خودش را برای ما بخاطر گناهان ما بر روی صلیب ریخت.

✍️ خواهر پریسا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *